سيد محمد باقر برقعى
4055
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
به مجلسى كه در وصف راستان مىرفت 44 * به محفلى كه منم ، از نشاط دم مزنيد 1833 به مردهدل ، غم پيرى دگر چه خواهد كرد 2313 * به مستان مى و ميخانه سوگند 2311 به ملتى كه مرامش بود مرام حسين 3684 * به من آن دلربا ازهرجهت يار است ، مىدانم 3170 به من الفت آن يار جانى نگيرد 2375 * به من جايى گمانم داده پاييز 2423 به موى سپيدم نگه مىكند 3814 * به مهر تو اى ماه زيبا ! قسم 278 به ميزان عمل خونم اگر گيرد گريبانت 818 * به نااميدى از اين در مرو ، اميد اينجاست 1577 به ناز خفته و ، آشفته زلف زيبايش 3708 * به ناز رفتى و رندانهام نديده گرفتى 610 به نام آنكه هستى را بنا كرد 3492 * به نام خداوند پاك كهن 876 به نام خدايى كه از تيرهخاك 3254 * به نغمه عارف و عاميست از ترانهء ما 712 به نگردد چو دل از محنت بيماريها 1996 * به نوع بشر آنكه بدبين بود 3028 به وقت ناله از دستم صدايى برنمىآيد 3350 * به هجرانت دل من بگذرد ، روزى گر از دريا 3442 به هرجا پا گذارم ناله خيزه 903 * به هرجا پا نهد يارم ، برآرد 2735 به هرجا سخن از مى و يار نيست 2722 * به هر چمن كه گلى هست ، جويبارى هست 1003 به هر گلشن شتابانم پى گلهاى جاويدان 743 * به هر محفل تو بنشينى نه يك هشيار برخيزد 821 به هر نخلى كه در وى برگ و بارى مىشود پيدا 2141 به هرچه مىنگرم روى يار مىبينم 1212 * به هركس مىرسى ، دل مىفروشى 3090 به هنگام دمسردى روزگار 2298 * به هنگامى كه خورشيد فروزان 436 به هواى سر زلفت ، دل و دين باختهايم 437 * به هواى كوى تو آمدم ، كه رها ز بند هوا شوم 2974 به هوش باش ! كه ايران تو را پيام دهد 586 * به ياد پرواز ، كنم گلستان ، ز خون قفس را 1600 به ياد روى تو در هر چمن كه رو كرديم 1524 * به ياد روى تو هرجا گليست ، مىبويم 2933 به ياد قد بلند سرو كاشتهام 1156 * به يادت در دلم غوغاست ، مىدانم كه مىدانى 3895 به يار آسان توان دادن دل ، اى دل 1251 * به يار خويشتن اسرار دل چو من گويم 1337 به يار شرح دل پرملال نتوان گفت 2459 * به يكسان آدمى را آفريده ذات ربانى 3478 به يمن مرحمت ابرهاى عصيانى 2548 * بهبه ! امروز يار من آمد 2003 بها بجستى و از ما جدا شدى اى دل ! 3661 * بهار آمد به هر گلشن ، هزارى مىشود پيدا 539 بهار آمد بهارى نغز و نيكوى 2241 * بهار آمد ، جوانى را پس از پيرى ز سر گيرم 346 بهار آمد زمين را كرده گلشن 2001 * بهار آمد ، گل و نسرين نياورد 1713 بهار آمد و بوى عبير مىآيد 2515 * بهار آمد و ما را نشد بهار پديد 2758 بهار آمد ، همواره در گلستان باش 209